تبلیغات
شوق دیدار...
شوق دیدار...
نذر لبخند تو می خندیم،نذر لبخند تو می میریم،نذر لبخند تو میگرییم،فقط برای تو... 
قالب وبلاگ

با رزمنده ها که بود گل از گلش می شکفت. با همه گرم می گرفت و زود صمیمی می شد. بچه های رزمنده هم هروقت در کنار ایشان قرار می گرفتند سر از پا نمی شناختند...

سخنرانی ایشان در پادگان دوکوهه گرم شده بود که یکی احساس کرد باید تکبیر بگوید! آقا تذکر دادند که تکبیر نابجا رشته کلام را از دست سخنران خارج می کند.

یکی از بچه ها شیطنتش گل کرد و بلافاصله داد زد: تکبیر! آقا لبخندی زد: سر به سر من پیرمرد می گذارید؟!

صدای تکبیر دوباره بلند شد! آقا خنده اش گرفت. دو لشکر نیرو آنجا به صف ایستاده بودند ؛ همه زدند زیر خنده. آقا صلواتی فرستاد . کنترل جمع را که به دست گرفت سخنرانی را ادامه داد...

منبع: کتاب خاطرات سبز


[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 09:34 ب.ظ ] [ انجمن اسلامی دبیرستان علامه امینی ] [ لبیک یا خامنه ای ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نظر سنجی
به نظر شما مشکل بزرگ جوانان و نوجوانان امروز چیست؟






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب