تبلیغات
شوق دیدار...
شوق دیدار...
نذر لبخند تو می خندیم،نذر لبخند تو می میریم،نذر لبخند تو میگرییم،فقط برای تو... 
قالب وبلاگ

 

گل آفتابگردان رو به نور می چرخد وآدمی رو به خدا . ما همه آفتابگردانیم اگر آفتابگردان به خاک خیره شود و به تیرگی دیگر آفتابگردان نیست .

 آفتابگردان کاشف معدن صبح است وبا سیاهی نسبت ندارد .

 اینها را گل  آفتابگردان به من گفت ومن تماشایش می کردم که خورشید کوچکی بود در زمین و هرگلبرگش شعله ای بود ودایره ای داغ دردلش می سوخت ..

 

آفتابگردان به من گفت وقتی دهقان بذر آفتابگردان را می کارد مطمئن است که او خورشید را پیدا خواهد کرد... آفتابگردان هیچ وقت چیزی را با خورشید اشتباه نمی گیرد اما انسان همه چیز را با خدا اشتباه می گیرد.

 

آفتابگردان راهش را بلد است وکارش را می داند... او جز دوست داشتن آفتاب و فهمیدن خورشید کاری ندارد...

 او همه زندگیش را وقف نور می کند...

 درنور بدنیا می آید ودرنور می میرد...

 نور می خورد ونور می زاید ...

دلخوشی آفتابگردان تنها آفتاب است...

 آفتابگردان با آفتاب آمیخته است...

 وانسان با خدا

 بدون آفتاب آفتابگردان می میرد

 بدون خدا انسان .

 آفتابگردان گفت روزی که آفتابگردان به آفتاب بپیوندد دیگر آفتابگردانی نخواهد ماند

 وروزی که تو به خدا برسی دیگر تویی نمی ماند

 وگفت من فاصله هایم را با نور پر می کنم!

 توفاصله ها را چگونه پر می کنی؟

 آفتابگردان این را گفت وخاموش شد...

 گفتگوی من وآفتابگردان ناتمام ماند زیرا که در آفتاب غرق شده بود .

جلو رفتم بوئیدمش بوی خورشید می داد تب داشت وعاشق بود... خداحافظی کردم داشتم می رفتم که نسیمی رد شد وگفت نام آفتابگردان همه را به یاد آفتاب می اندازد نام انسان آیا کسی را به یاد خدا خواهد انداخت .

آنوقت بود که شرمنده ازخدا رو به آفتاب گریستم .

 

برگرفته از مجموعه کتاب های عرفان نظر آهاری. کتاب هر قاصدکی یک پیامبر است.

 


.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نظر سنجی
به نظر شما مشکل بزرگ جوانان و نوجوانان امروز چیست؟






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب